سالروز رحلت حضرت امام خميني(ره)
خرداد ترجيع بند مشترك مبارزات چهل ساله ملت ايران بوده و هست و چه رازي است در اين خرداد، كه آن پير سفر كرده نيز، ظهور آخرين منجي را از نيمه خرداد طلب ميكرد.
بي شك خميني عزيز محبوبترين كلمه قرنهاست و هم به فرموده مقام معظم رهبري: اين انقلاب بينام و نشان او در هيچ جاي جهان شناخته شده نيست. در قرني پا به عرصه گذاشت كه ويژگي مشخص آن بيخدايي و عصر طغيان بشر از متافيزيك و آسمان بود.
و اينك ۱۹ سال از فراق و دوري آن آموزگار بزرگ انقلاب ميگذرد، ولي يادگار بزرگ او «انقلاب اسلامي» كه مقدمهاي براي رستاخيز جهاني دنياي اسلام شدند، در اوج بالندگي و افتخار خود به سر ميبرد.
وزارت آموزش و پرورش اعلام ميدارد؛ فرهنگيان و دانشآموزان سراسر كشور با حضور گسترده در مراسم بزرگداشت نوزدهمين سالگرد رحلت جانسوز بزرگ مرد تاريخ ايران اسلامي، حضرت امام خميني (ره)، همدوش با ساير اقشار جامعه، ضمن بيعت مجدد با آرمانهاي رهبر كبير انقلاب اسلامي، بر ادامهي راه و بكارگيري انديشههاي تابناك وي در سايهي رهنمودهاي مقام معظم رهبري تاكيد مينمايند.
به مناسبت سالروز انتخاب حضرت آيتالله العظمي خامنهاي به رهبري انقلاب اسلامي
طلوع خورشيد روشني بخش
· ص. نصراللهي
با ارتحال ملكوتي معمار بزرگ انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، پس از تحمل يك دوره بيماري طولاني مدت در شامگاه 13 خرداد 68، امت وفادار به آرمانهاي الهي حضرت امام خميني، غم فراق جانكاه رهبر كبير خود را به دوش كشيد.
در اين ميان دشمنان بدانديش و مستكبر انقلاب كه از سالها قبل براي چنين روزي لحظهشماري ميكردند، چنان به تبليغات مستمر ميپرداختند كه هنوز بعد از گذشت نزديك به 20 سال، از يادها نرفته است.
توطئه رسانههاي غربي و گروهك نفاق
· راديو بي.بي. سي. طي گزارشي اعلام كرد:
«خلائي كه درگذشت آيتالله خميني، رهبر عالي ايران در سطح حكومت ايران به وجود آورده، مشكل جبران ميشود».
· روزنامه «الشرقالاوسط» چاپ سعودي نوشت:
«چريكهاي مسعود رجوي [رييس گروهك نفاق]، كه از حمايت صدام برخوردارند، طرحهايي براي انجام يك حمله گسترده در طول مرزهاي ايران و عراق به فاصله ساعتي از درگذشت آيتالله خميني، تدارك ديدهاند».
· ابوالحسن بنيصدر، رييسجمهور خائن، بيكفايت، معزول و فراري نيز به طمع افتاد و درگفت و گو با خبرگزاري آسوشيتدپرس، با دستپاچگي و خوشحالي ادعا كرد:
«درگذشت آقاي خميني، اين مسأله را محتمل ميكند كه من به زودي به ايران بازگردم و مسؤوليت دولت را برعهده گيرم!!».
· مسعود رجوي كه خون پاك هزاران نفر از مردم عادي و مسؤولان نظام مقدس اسلامي را بر زمين ريخت، دقايقي بعد از اعلام رحلت حضرت امام خميني اعلام كرد:
«نيروهاي نظامي سازمان بايد آماده باشند. مرگ خميني، بالاترين نقطهي آمادگي در مردم ايران براي استقبال از عمليات نظامي ماست!».
· روزنامهي «فايننشال تايمز» ، چاپ لندن نيز نوشت:
«با مرگ آيتالله خميني، رهبر عالي ايران، شكاف بزرگي در رأس رژيم سياسي ايران، ايجاد خواهد شد. بيانيههاي رسمي و گزارشهاي رسانههاي خبري ايران، حاكي است، پركردن اين شكاف، به هيچ وجه امكانپذير نيست».
· راديو صداي آمريكا با خرسندي گفت:
مرگ آيتالله خميني، قطعاً باعث بيثباتي عظيمي در ايران خواهد شد و حتي برخي پيشبيني ميكنند، احتمالاً شعلهي يك جنگ داخلي در ايران افروخته خواهد شد.
نقش تاريخي مردم در يأس غربيها
اما حضور مردم ايران در تشييع پيكر پاك و مقدس حضرت امام كه واقعاً بيبديل بود و با 10 ميليون عزادار مشايعت كننده، بزرگترين تشييع تاريخ بشريت از ابتدا تاكنون را رقم زدند، نقشهها و اميدهاي بدخواهان فرصتطلب را به يأس مبدل ساخت.
چنان كه حضرت آيتاللهالعظمي خامنهاي مقام معظم رهبري در تشريح توطئهها و نقشههاي دشمنان پس از ارتحال حضرت امام، با اشاره به شعور مردم و معجزه آشكار الهي در عقيم گذاشتن طرحهاي شيطاني دشمنان انقلاب و خنثي كردن آنها، ميفرمايند:
«با رحلت حضرت امام خميني قدسسرهالشريف، طيف وسيع دشمنان اسلام، اين اميد را پنهان نكردند كه جمهوري اسلامي در غياب پديدآورنده و پرورندهي خود، نيروي دفاع و رشد خود را از دست بدهد و همچون كودكي بيصاحب، احساس ضعف و درماندگي كند؛ يا به كلي از پا درآيد و نابود شود و يا به ناچار به دامان اين و آن، پناه ببرد!
در محاسبات تنگنظرانه دشمنان كه بياستثنا، همه اسير محاسبات صددرصد مادي بود و از فهم روابط معنوي و بركات تقوا و ايمان بينصيبند، نميگنجد كه معجزه الهي در طليعه قرن 15 هجري قمري يعني حكومت دين و حيات دوباره ارزشهاي اسلامي، آن قله مرتفعي باشد كه دستآلودگان و بندگان هوي و هوس به آن نرسد و ديپلماسي زر و زور از به دام افكندن آن، عاجز بماند».
انتخاب صحيح و به موقع مجلس خبرگان
در اوج ماتم و اندوه مردم و مسؤولان نظام و حضور اعجابانگيز مردم عزادار، تشكيل اجلاس فوقالعاده مجلس خبرگان رهبري و تصميم سريع و انتخاب بجاي اعضاي مجلس خبرگان [گزينش ولي امر مسلمين جهان] و سپردن منصب خطير ولايت و رهبري به شخصيتي باتقوا، امين، هوشمند، فقيه، شجاع، عادل، مدير، مدبر و سياستمداري بزرگ- آن هم بعد از گذشت تنها چند ساعت از ارتحال ملكوتي حضرت امام خميني – يأس، تحقير و شكست دشمنان اسلام و شادماني و سرور دوستداران اسلام و ايران را موجب شد و رحمت بيكران حضرت حق، براي مردم و كشور، جلب گرديد.
طلوع آفتاب ولايت
پيش از اين اتفاق ناگوار (ارتحال حضرت امام)، هيچ كس- حتي خود مقام معظم رهبري – فكر نميكرد روزي اين مسؤوليت مهم و سنگين بر دوش دستپروردهي شايستهي معظمله، حضرت آيتاللهالعظمي حاجسيدعلي خامنهاي بيفتد.
حضرت امام خميني در مورد حضرت آيتاللهالعظمي خامنهاي فرمودهاند:
«آقاي خامنهاي را من بزرگ كردهام».
رهبر عظيمالشأن انقلاب اسلامي در اين مورد ميفرمايند:
«بنده چند ماه پيش از پايان دورهي دوم رياستجمهوري، آماده ترك اين پست بوده و در فكر تلاش و اهتمام در عرصهي «فرهنگي» بودم. اما بالاخره در مجلس خبرنگان، بحثهايي پيش آمد و صحبتهايي شد كه نهايتاً به انتخاب اينجانب منتهي گرديد. در همان مجلس، استدلال و بحث و كوشش و تلاش كردم تا اين مسؤوليت برعهدهي من قرار نگيرد ولي انجام گرفت و اين مرحله گذشت».
آن گاه رهبر بزرگوار انقلاب با اشاره به ثبات روحيات و عدم تغيير در انديشه و تفكرات و نگرش پيشين خود- يعني پيش از زعامت، ولايت و رهبري مسلمين جهان- فروتنانه ميفرمايند:
«من همين الان خودم را يك طلبه معمولي و بدون برجستگي و امتيازي خاص ميدانم؛ اما حالا كه اين بار را بر دوش من گذاشتند و بر من تكليف كردند، با قوت كار ميكنم».
معظمله در بخشي ديگر از فرمايشات بيريايشان، موفقيت در اداي اين تكليف الهي و انجام اين مسووليت خطير را، از خداوند متعال ميخواهند:
«براي اين مسؤوليت از خدا استمداد كردم و باز هم استمداد ميكنم و هر لحظه و هر آن، در حال استمداد از پروردگار هستم تا بتوانم اين مسؤوليت را در حد وسع خودم- كه تكليف هم بيش از وسع نيست- با قدرت و قوت و حفظ شأن والاي اين مقام، حفظ كنم و انجام دهم. اين تكليف من است و اميدوارم انشاءالله مشمول لطف و ترحم الهي و دعاي حضرت مهدي موعود عجلالله تعالي فرجهالشريف و مؤمنان صالح باشم. بنده هميشه ميگويم: پروردگارا! توكل بر تو، و خدا هم بحمدالله تا امروز كمك كرده است».
بهترين گزينش
البته اين امر، ناگفته نماند كه گزينش حضرت آيتاللهالعظمي خامنهاي به مقام والاي ولايت و رهبري، براي كساني كه اين شخصيت عظيم و برجسته را از نزديك ميشناختند و با مقام والاي علمي – عملي و مراتب زهد و تقوا و درايت و هوشمندي اين ذخيره ارزشمند و شهيد زنده انقلاب اسلامي، آشنا بودند- به ويژه اعضاي محترم مجلس خبرگان رهبري- دور از انتظار و غيرمتوقع نبود؛ به ويژه آن كه حضرت امام خميني، با پيشبيني و فراست خاص خويش، بارها و به مناسبتهاي مختلف، مراتب اخلاص و ميزان تواناييهاي حضرت آيتالله خامنهاي را براي اين مسؤوليت بزرگ اعلام فرموده بود و گاه با ايماء و اشاره و گاه با صراحت، شايستگي و لياقت معظمله را در احراز اين مقام خطير، بيان ميفرمودند.
حضرت آيتالله خامنهاي در آيينهي امام خميني
امام راحل عظيمالشأن، برخلاف سيره و روش خود كه كمتر از افراد و اشخاص نام ميبردند و به ندرت كساني را در هنگام حيات آن افراد، ميستودند، از حضرت آيتالله العظمي خامنهاي به دليل برجستگيها و ويژگيها و صلاحيتهاي ممتاز، با تعابيري چون:
· عالم به دين و سياست
· متفكر و انديشمند
· مبارز در خط مستقيم اسلام
· سرباز فداكار جبهههاي دفاع مقدس
· سازش ناپذير با دشمنان و رحيم با دوستان
· بازوي تواناي جمهوري اسلامي
· خدمتگزار ملت مظلوم
· خدمتگزار صادق
· خطيب تواناي نمازهاي جمعه
· معلم آموزنده
· دعوت كننده به صلاح و سداد
· حاصل عمر خودم
· جانشين استاد شهيد آيتالله مرتضي مطهري
ياد ميفرمايند.
به عنوان حسن ختام اين مقال، يكي از فرمايشات حضرت امام را در مورد حضرت آيتالله خامنهاي ميآوريم:
«بايد اشخاصي كه گوينده [خطيب] هستند، بيايند در دانشگاه و من پيشنهاد ميكنم «آقاسيدعليآقا» بيايند. از قول من به ايشان بگوييد، بيايند به جاي مرحوم شهيد مطهري و اين بسيار خوب است. ايشان فهيم است».
******
از فراق تو ...!
· كاظم اميني- اصفهان
شعلهي آتش هجران تو، جان ميسوزد
وز فراق تو، دل پير و جوان ميسوزد
شرح اين غم چه بگويم كه بيان ميلرزد
وصف اين حال چه گويم كه زبان ميسوزد
امروز وقتي كتاب لغت را ورق ميزدم و معناي واژهها را مطالعه ميكردم، به واژهي «ارتحال» رسيدم. فكرم در اين واژه متمركز گرديد، به ياد آن پير سفركرده افتادم كه در سال 57 عشق را در سينههاي مردم ايران زنده كرد و در سال 68، جهان مادي را به عشق جهان باقي بدرود گفت و به عشق وصال يار، به سوي يار شتافت.
پيش خود گفتم:
در هيچ پرده نيست، نباشد نواي تو
عالم پر است از تو و خالي است جاي تو
به راستي «مردان خدا پردهي پندار دريدند» و «در همه جا غير خدا يار نديدند».
در نظر اينان، جهان و هرچه در آن است، سهل و مختصر است، زندگي دنيوي را پلي براي رسيدن به زندگي اخروي و هميشگي ميدانند، مأواي جاودانهي خود را در عالم باقي ميدانند، زيرا آنجا وادي يار است و ديدار.
در واقع مردان اهل معرفت، جسم خاكي را فداي روح معنوي مينمايند و معتقدند، راه رسيدن به خداوند متعال، رهايي از قفس تن و پيوستن به لقاءالله است:
«چنين قفس نه سزاي من خوشالحاني است
روم به گلشن رضوان كه مرغ آن چمنم».
آنان دنيا و هر آنچه در آن است را، پوچ و بيارزش ميدانند و آن را به منزلهي منزلگاهي ميدانند كه تنها استراحتگاهي كوتاه و لحظهاي است و به آن دل نميبندند و دلبند و شيفتهي آن نيز نميشوند، زيرا ميدانند عالم هستي، جايي ديگر است و نبايد فريب ظاهر دنياي مادي را خورد.
به حق، آيهي كريمهي قرآن كريم در مورد اين افراد صدق ميكند:
«يا ايتها النفس المطمئنه * ارجعي الي ربك راضيه مرضيه * فادخلي في عبادي وادخلي جنتي».